خرید بک لینک
اینکه بعد از این همه وقت بیام اینجا و بخوام حرف بزنم، شاید این معنی رومیده که ادمیزاد همیشه وقتی ندونه چشه به جایی که بهش تعلق داشته برمیگرده عین این ساعت شب که نزدیک 2 شبهتصمیم گرفتم بیام ودوستامو ببینم وکمی حرف بزنم شاید حداقل با نوشتن دغدغه های ذهنیم کم شد باید اول از همه به سوگند و زینب جان بابت مادرشدنشون تبریک بگم به مژگان عزیزم و پیام های با محبتش من به تازگی متوجه شدم که باردارم دقیقا وقتی که حتی دکترمم گفت به خاطر تیرویید و پرولاکتین بالا نمیشه باردار شم. اما خدا سرشار از معجزه س اما من الان بیشتر از همیشه به چیزهای خطرناک فکر میکنم به خطر سقط بر اثر تیرویید و فشار و هزار چیز دیگه به استرس و ترس چه جوری باهاش مقابله کنم هرچی نخوام بهش فکر کنم باز یه ویدئویی خبری مقاله ای میاد جلو چشمممنو میترسونه. دلم نمیخواد خانوادم بعد این همه سال انتظار دلشکسته بشن خودم طاقت پوچی رو ندارم یه وقتا استرس میگیرم دلم حس میکنم درد داره دست میذارم روش و فقط پشت هم ذکر میگم و از خدا میخوام کمک کنه تا به این حس غلبه کنم خدا بهم فرشته ای بده که بشینم براش از دوران بارداری داستان بگم ناز و نوازشش کنم. بهش عشق بورزم وانگیزه ی زندگیم باشه چیزی که این مدت جاش تو زندگیم خالی بود. امیدوارم دعام کنید خیلی سردرگمم 

برچسب: نویسنده: حسین فلاح تاريخ: جمعه 22 بهمن 1400 ساعت: 8:04

از اونجایی که جواب ازمایشم وقتی اماده شد که من تهران نبودم بعد چند روز تاخیر رفتم جوابشو گرفتم و سر راه یه پستونک و شلوار خریدم که بیارم داخل باکس بذارم حالا اینا برا سورپرایز کیه؟؟بابام چون به شدت هرروز غمگین تر میشه که چرا تو بچه نداریچرا باید هروقت اسباب بازی فروشی میبینم حسرت بخورممنم تصمیم گرفتم سورپرایزش کنماز طرفی میگم منتظر بمونم تا سونو و صدای قلبششوهرم میگه تو هنوز باورت نمیشه بارداری که منتظر صدای قلبشی؟؟واقعا باورم نمیشه دقیقا وقتی که بیخیالش شدم وهیچ فکری نکردم حالا از شانس من یا خانواده مهمونی و بیرونن یا شوهرم دیروقت میاد خونه یا سر پروژه س دنبال یه وقتم که همه ی اینا باشن  قشنگ برنامه ی اساسی براشون بریزم 

برچسب: نویسنده: حسین فلاح تاريخ: جمعه 22 بهمن 1400 ساعت: 8:04

من قبلنا اصلا پیاده روی رو دوست نداشتم 

حالا که موقعیت جدید پیش اومده 

همش دوست دارم برم بیرون پیاده روی کنم 

صبح تا شب دنبال بهونه برای بیرون رفتنم 

امروز با اینکه صبح کلا بیرون بودم بازم غروب رفتم چند تا لباس و مانتو تو یه کانال دیدم خوشم اومد خریدم.

اما خب کنارش رعایت میکنم زیاد خم و راست نشم

توکل برخدا 

برچسب: نویسنده: حسین فلاح تاريخ: جمعه 22 بهمن 1400 ساعت: 8:04

صفحه بندی